loading...

دفترچه شخصی سید محمد امین هاشمی

یک دفترچه مجازی برای یادداشت روزمرگی ها ، خاطرات ، تفکرات ، نظرات شخصی و ...

بازدید : 1
سه شنبه 8 ارديبهشت 1399 زمان : 21:23

تا اینجا زندگیم، به این نتیجه رسیدم که همیشه استراتژی در زمان‌های زیادی سخت "فقط صبر" هست

"فقط صبر" یعنی به معنا واقعی کلمه بشینی دست رو دست بذاری تا سختی‌ها برن

من از این فازای "تقدیر هرکسی ازقبل نوشته شده" و "روزی هرکسی از پیش تعیین شده" و اینا نیستم

که اگر بودم کل زندگیم رو نمیذاشتم به مبنای کار کردن

من "ادم بشین منتظر ظهور باش" نیستم

من "ادم پاشو شرایطشو فراهم کن" هستم

که اگر حالت اول بودم اینقدر زور نمیزدم با اینا مخالفت کنم... میشستم خود امام زمان عج بیاد کارشونو یه سره کنه

حالا این که در عمل (گلاب به روی حضار) ریدم با تلاشم رو بذارید پای تنبلی و جمله بندیشم بذارید پای بیشعوریم

خلاصه که حرفم یه چیز دیگه است که شاید با این ماجراها قاطی بشه

وقتی دشمنت خیلی قدره و به هر دلیلی توان مقابله باهاش رو نداری و بازم به هر دلیلی امکان مذاکره و کوتاه اومدن هم نداری...

باید اول هر آنچه که در توان داری بذاری وسط

بعد هی زور بزنی هی زور بزنی تا مطمئن بشی تهش در اومده و دیگه جدا دستات خالیه

اون موقع است که توکلت الی الله باید بشینی یه گوشه

لبخندم نزنی

سعیم نکنی شاد باشی

سعی کنی بدتر میشه

باید واقعیت رو بپذیری

مثل یه نینجایی که 10 مرد جنگی رو حریف بوده ولی 11 نفری ریختن سرش و باقی ماجرا...

یادت نره که تو در حد توانت تمام تلاشت رو کردی هرچند که اشتباه هم قطعا کردی که اگر نکردی ادمیزاد نیستی

یادت نره که توی دنیای خودت، بدون مقایسه ناقص و نصفه نیمه با دیگران، تو یه نینجای فوق العاده ای

و باقی جملات انگیزشی کاملا درست که احتمالا شندید

خلاصه که اومدم بگم هرچیزی استثنا داره

ادم باید همیشه تلاش کنه

به جز موارد استثنا

دلیلیشم مشخصه

همه چیز گذراست

چه روزگار خوبتون رو میگذرونید و دوست دارید این حرف واقعیت نداشته باشه

چه روزگار بدتون رو میگذرونید و فکر میکنید من این حرف رو میزنم چون توی روزگار خوبم هستم

فکر و استدلالمن و شمای نوعی کوچکترین ذره‌‌‌ای اهمیت در بنیاد‌های دنیا نداره و همینه که هست

خوشت میاد که خوش به حالت

بدت میاد هم صبر کنُ این حستم میگذره و خوشت میاد

این نوشته رو با تمام غلط‌های املایی و نگارشی که من نمیبینم ولی شماها میاید و میبینید و احتمالا توی کامنت با :-)) یا :-D بهم تذکر میدید، تقدیم میکنم به خورشید که این فکرا رو انداخت تو سرم

خردمون از پل گذشت
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 13
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 35
  • بازدید کننده امروز : 36
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 37
  • بازدید ماه : 36
  • بازدید سال : 38
  • بازدید کلی : 38
  • کدهای اختصاصی